مرتضى مطهرى

180

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اتهام مورخان اين اختلاف بزرگ را ناديده مىگيرد كه دادگاههاى ما - چه قضايى و چه اخلاقى - دادگاههاى امروزىاند و براى افراد زنده ، فعال و خطرناك تعبيه شده‌اند و حال آنكه آن كسان ديگر قبلًا در برابر دادگاه زمان خويش حاضر گشته و نمىتوان آنها را دومرتبه محكوم يا تبرئه كرد . آنها را نمىتوان در پيشگاه هيچ دادگاهى مسئول قرار داد ، زيرا در زمرهء گذشتگانند و به آرامش گذشته تعلق دارند . اين اشخاص تنها مىتوانند موضوع تاريخ باشند و به جز قضاوتى كه روح كار آنان را درك و دريافت كند قضاوت ديگرى دربارهء آنها نبايد روا داشت . اين استدلال بسيار غلط است بر اين اساس كه معيارهاى امروز ما يك نوع معيار است و معيارهاى زمان آنها معيارهاى ديگرى بوده ، ما با معيارهاى خودمان نبايد آنها را محاكمه كنيم ، بعلاوه آنها در زمان خودشان محاكمه شدند و كارشان تمام شده و پرونده‌شان بسته شده است . تقريباً چنين مىگويد كه هركس در زمان خودش پروندهء بازى داشته است و در زمان خودش هم جامعه با مقياسهاى خود دربارهء او قضاوت كرده و پرونده‌اش را بسته است ، ما ديگر حق نداريم نبش قبور كنيم و پرونده‌هاى بسته را از نو باز كنيم . اين حرف مخصوصاً با اين استدلال كه معيار ما با معيار آنها فرق مىكند ، حرف چرندى است و همان حرفى است كه در ميان ما معروف است ، مىگوييم : اذْكُروا مَوْتاكُمْ بِالْخَيْرِ ( همان جملهء « به آرامش گذشته تعلّق دارند » ) . مىگويند اين جمله از معاويه است . اسم اين حرف را بايد بگذاريم « فلسفهء معاويه‌اى » كه هر جانىاى بيايد در دنيا جنايت كند ، همين كه رفت بگوييم پرونده‌اش بسته شد . چرا بسته شد ؟ ! اتفاقاً بايد پروندهء آنها باز باشد ؛ يعنى افرادى كه در سرنوشت آينده مؤثرند بايد جامعه پروندهء آنها را باز نگه دارد ، خوبان را تحسين كند و بدها را مشمول ملعنت و نفرت و قضاوت قرار دهد . البته اين از لحاظ فقهى مسئلهء معروفى است كه در باب غيبت مىگويند آيا غيبت راويان جايز است يا جايز نيست ؟ مىگويند جايز است و اسمش را مىگذارند « جَرح و تعديل » يعنى اگر كسى راوى احاديث است - كه شامل راوى تاريخ هم مىشود - و من مىدانم كه اين راوى آدم خوبى نبوده ، فلان عيب و فلان عيب را داشته و چنانچه من سكوت كنم او را آدم صحيح و معتبر و ثقه مىدانند و به حرفش اعتماد مىكنند ، در اينجا من حق دارم در كتابم بنويسم كه اين شخص آدم بدى بوده ، فلان فسق را داشته ، كذّاب بوده ، و لهذا كتب « رجال » ما پر است از جرح و تعديل‌ها . در باب غيبت ، فقها مىنويسند : « يكى از مواردى كه غيبت جايز است غيبت اموات است به عنوان جرح و تعديل . » همين‌طور كه آن جايز است اين هم جايز است ، چون آن به حساب يك مصلحت اجتماعى است . به حساب يك مصلحت دينى و اجتماعى غيبت جايز مىشود ، اين هم همين‌طور